خرید بک لینک

در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «حماقت مرحوم سعیدی سیرجانی و کل کلش با رهبر ایران و همکاریش با ایرانیکا باعث مرگش شد و این عقاید احمق» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

حماقت مرحوم سعیدی سیرجانی و کل کلش با رهبر ایران و همکاریش با ایرانیکا باعث مرگش شد و این عقاید احمقانه ی ضد دین که در این نوشته هست و ضاله است!خسرو و شیرین و ‌شیرین و فرهاد به ترتیب سروده ی نظامی به سفارش طغرل ارسلان حاکم آذربایجان(با نگاهی روحی به معشوقه ی خود نظامی: آفاق ) و وحشی بافقی است که دومی را وصال شیرازی و صابر شیرازی در قرن سیزده تکمیل کردند!اینجا سیرجانی شاهزاده ی ارمن یعنی شیرین را که کاملا آزاد بوده بر لیلی عرب که محدود بوده به خاطر ضدیت با اسلام ؛برتری میدهد در حالی این حرفها همان ترهات فمنیستهای امروز است.خسرو پرویز که در جواب نامه ی پیغمبر ص نامه را پاره کرد و سلطنتش متلاشی شد بعدا؛ را تقدیر میکنند و‌ شیرین ارمنی خائن را مصداق زن آزاده ی ایرانی معرفی میکنند و خودکشی اش را تراژدی!!آیا شیرین شاهنامه و شیرین نظامی و بافقی یکی است ؟!آری!گرچه مقر تیسفون و مدائن مقر حکومت پرویز است و بیستون و ارمنستان دورند!خودکشی شیرین به خاطر خبر مرگ دروغین فرهاد و یا به خاطر اینکه به ازدواج پسر خسرو پرویز یعنی شیرویه در نیاید !؛هم دروغ است!چون رسم بود که زنان شاه میراث پسران شاه بودند در دوره ساسانی !؛اسلام حرام کرد حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن. دومی راجع به همین است ما بطن! شیرویه از زن اول خسرو پرویز دخت پادشاه روم است همان ماریا و مردانشاه پسر شیرین است که شیرویه او را کشت و عشقبازی اش با فرهاد هم از خیانت اوست! که خصیصه ی ارمنی هاست و لذا تطهیر و بزرگنمایی اینها و تحقیر زن اسلام و عرب؛ کار این ایرانپرستان دروغین است !چند همسری هم در دربار ساسانی بوده و ضمنا چند همسری خسرو جواز خیانت به شیرین ها نمیدهد!#پروفسور قدمی

فرهاد فرمانده ساسانی یا مهندس پیکرتراشی بود که به جرم عشقبازی با شیرین (دقیقا مثل شخصیت زلیخا) به بیستون تبعید و مجبور به کندن کوه شد و قابل نباشد که به یوسف زندانی تشبیه شود!۹/۹/۴۰۴

✅سیمای دو زن

✍️علی‌اکبر سعیدی سیرجانی

داستان‌های عاشقانه‌ٔ «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، هردو سرودهٔ «نظامی گنجوی» سرایندهٔ توانمند ایرانی هستند.

منظومه‌ٔ «خسرو و شیرین» داستان عاشقانه‌ای است در ایران باستان و یادی است از معشوقه‌ٔ از کف‌رفته‌ٔ دوران جوانی نظامی به نام «آفاق». به نحوی که در این هشتصد سال کسی نتوانسته مانندش را بسراید؛ و «لیلی و مجنون» هم داستان دلدادگی دو جوان است در دیار عرب.

نظامی در آغاز هر دو داستان مدعی است که در اصل داستان تصرفی نکرده است.

نظامی نا‌خوداگاه در «لیلی و مجنون» به ترسیم چهره‌ٔ زن در دیار عرب و در «خسرو و شیرین» به نمایاندن چهرهٔ زن در ایران باستان پرداخته است.

لیلی، پرورده‌ٔ جامعه‌ای است که دلبستگی را مقدمه‌ٔ انحرافی می‌پندارد که نتیجه‌اش سقوط حتمی در جهنم وحشت‌انگیز فحشاست. در این سرزمین پاکی و تقوا، بدا به حال دختر و پسر جوانی که نگاه عاشقانه‌ای رد و بدل کنند.

اما در دیار شیرین، منعی بر مصاحبت و معاشرت بی‌آلایش مرد و زن نیست و عجبا که در عین آزادی معاشرت، شخصیت دختران، پاسدار عفاف ایشان است.

دختری سرشناس، یکه و تنها، بر پشت اسب می‌نشیند و از ناف ارمنستان تا قلب تیسفون می‌تازد و کسی متعرض او نمی‌شود.

اما وضع لیلی چنین نیست و جرایمش بسیار. نخست این که زن به دنیا آمده و از هر اختیار و انتخابی محروم. گناه دیگرش زیبایی‌ست. در نظام قبیله‌ای، مرگ و زندگی او در قبضه‌ٔ استبداد مردان است. پدر لیلی مرد مقتدری است که چون از تعلق خاطر قیس (مجنون) و دخترش با خبر می‌شود، در حصار خانه زندانی‌اش می‌کند و زندانبانش‌، زن فلک‌زده‌ای است به نام مادر که به فرمان شفاعت‌ناپذیر شوهر مجبور است رابطه‌ٔ دخترش را با جهان خارج قطع کند.

اما فضای داستان «خسرو و شیرین» متفاوت است. دنیای شیرین، دنیای بی‌پروایی‌هاست. شیرین، دست‌پرورده‌ٔ زنی است که به گفتهٔ نظامی: «ز مردان بیشتر دارد سترگی». شیرین، دختر ورزشکار نشاط‌طلب طبیعت‌دوستی است که بر اسبی زمانه‌گرد برمی‌نشیند و با جماعتی از دختران هم‌سن‌وسال خود که: «ز برقع نیست‌شان بر روی بندی» و هر یک با فنون سوارکاری و دفاع از خویش آشنایی دارند، به چوگان بازی می‌رود.

دختری که در چنین محیطی بالیده در مورد طبیعی‌ترین حق مشروع خویش، یعنی انتخاب شوهر، گرفتار هیچ مانعی نیست.

شیرین در کنار عاشق خود خسرو، اسب می‌تازد، به گردش و تفریح می‌پردازد، مذاکره می‌کند، شرط و شروط می‌گذارد و امتیاز می‌گیرد و در همه‌حال پاکدامنی خود را پاس می‌دارد.

و آن طرف زندگی سراسر تسلیم لیلی است. خالی از هر تلاشی. از مکتب‌خانه‌اش باز می‌گیرند و در خانه زندانی‌اش می‌کنند و به شوهر نادیده‌ٔ نامطبوعی می‌دهندش، بی‌آنکه اعتراضی بکند.

این است تصویری از موقعیت زن در نظام قبیله‌ای عرب و جایگاه زن در ایران.

@Sahamnewsorg

برچسب: نویسنده: نوید اسدی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 6:24

صفحه بندی