::: رفته بودی تو و دلمرده ز رفتارِ تو من خوب شد آمدی ای کشتهٔ بيمارِ تو من!
ستمت گر چه فزون است و وفا کم، غم نیست... کم کَمَک ساختهام با کم و بسیارِ تو من
هر دلی نیست عزیز دل من!، لایق صید باش !همواره تو صیاد و گرفتارِ تو، من
این سه ارزانیِ هم باد، الهی همه عمر بختِ خود يار و تو اي يار و هم یارِ تو من
هیچ دانی که در این دوری شهرانه چه رفت؟ یا چه دیدم ز غم و حسرت دیدارِ تو من؟
سـالها پیر شدم...لیک جوان خواهم شد لب نهم باز چو بر لعل شِکَربارِ تو من...
سروده ي مرامي ١٨/١٠/٩٦
جوابيه ادبي حقير(حاجمحمد1:::
آمدم !تلخْ شرابم!؛ چه كنم مست و خراب اي منم من ؛به فداي قدِ رعناي تو دوست
نيستم اهل ستم ؛غدر زمان ،بالم بست خود منم ؛بي حظ و بهره ز تمناي تو دوست!
نيك فهمم؛ كه به جز قامتِ تو لايق نيست بر منِ عيش طلب ،قربت والاي تو دوست
جا بماندم ز شكارِ ختني ؛بختم كو؟! ليك تعجيلِ اجل !؛ميشود ارضاي تو دوست
گر چه بر گشتن از قافيه بس سخت بوَد چه كنم قسمت آن شاه رضاي تو هموست!
باريا محضر يارانِ سخندان؛ شكري است حاجيا مهر تو با بكر و عمر ؛راي نكوست
خود شده قاطي ِ خون و بشره حب علي يا محمد ،ز مسيحم ،چه خبرهاي مگوست؟!
1 قدمي در جواب حاجي مرامي از 1 پاكستاني 1 مشهد مقدس١٩/١٠/٩٦
برچسب:
نویسنده: نوید اسدی