
بار دگر آمد به برَم بوي همتي لطفي ،شممي و نوري ؛هدايتي خوابي ز پسَش بديدم اُستُن خراب شد بر كار بدِ اهل قضا ،بُد إشارتي من تا ز حق و هم ز علي خود جدا نيَم چاهم بوَد چو يوسف و يونس،عنايتي خوابي دگر ز قفا آمدي تخليس گويي كه نفْس من به در آمد !كفايتي اكنون نسا و هم نسيان گشته مقترن راهم شدند و دردِ نگو را رفاقتي اي شاه شاه پرور به مدينه كجا رسم؟! توبه توبه جئتك استغفر الله كفارتي اي كاش مهدي ات زود...
ادامه مطلب
١//تا كه ديدم محسني اين گونه قرباني ،به دست! سينه ي من شرح گرديد؛ بغض پنهاني شكست ٢/ميشوند مسئول، قُتّال، وان مذبّح ْكينه جوي بهر چه تو مي بكشتي اين چنينپاكي به شست؟! ٣/اي ز تيغ كين كشته ،اي شهيد بي سرم! حجت حق شد پناهت ؛روز رستاخيز هست ٤/اي خداوند دو عالم !كربلا را فهم نيست تا ز قرباني بي سر ،همچو محسن ،خون نجست ٥/طشت خون شد سينه و گردن ؛الهي! كور من ايَّ ذنبٍ لكْ قُتلْتَ ؟!انت فاجر ؟لست لست ٦/مي...
ادامه مطلب