عشق و عقل---غزلی عرفانی از دکتر محمد قدمی شاعر کرد زبان

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آخرین مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    پر مخاطب ها

    برچسب ها

    عشق را خود ترجمه غير از ملال و عار نيست

     

    از براي پاكبازان جز شرف ،معيار نيست

     

     

    رو بياور جام مي تا كي بجويم فضل و عقل؟!

     

    خود به پيش شاه فاضل؛ هيچ امري بار نيست

     

     

    من نفهمم درد تو پس كي بفهمد اين زمان؟!

     

     

    كم نگاهم ميكن و هيچش مگو انگار نيست

     

     

    آن قدر پستم ز دست مردمان سفله گون

     

     

    پر شراب آتشين، نزدم چو زهر مار نيست

     

     

    چون كه چاره راه ما الا نباشدغم شكن

     

     

    مي خوريم و گوشمان شايد كه بدهكار نيست

     

    طبع شعرم گر بجنبد شير آرم در قفس 

     

     

    گرچه ما خود ببر  پيريم ،در سجِنْ مان زار نيست! 

     

     

    ١٠/٦/٩٥ د.محمدقدمي

     

    نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 17:57
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها