شعری از خود امام حسین ع !!برای اربعین امسال96--سرایش دکترمحمدقدمی کردستانی-14 دوبیتی منسجم

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آخرین مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    پر مخاطب ها

    برچسب ها

    ‍ ‍ بسمه شهيد

    ترجمه  شعري از خود حضرت امام حسين ع به زبان حال و روياي يكي از مراجع نجف توسط دكتر محمدقدمي شاعر كردستاني ::

    (تقديم به زائرين و مداحان  اربعين ٩٦)

    تاريخ سرايش ١/٨/٩٦

    خوش بيايي اي تو زائر!ديدنم

    با خبر باش !زين تعهد، گردنم!

    خود بدانيد كو شفيعتان منم

    كل اسماي شما ثبتِ تنم!

    خود به عباس و كرامتْ،فضل او

    هم به دست قطع و پرچمْ وصل او

    با شماييم كو پياده آمديد

    هم من و هم آن عباسِ اصل او!

    جان خود را خود به دست بگرفته ايد!

    بهرِ ديدن، ما ؛هله آماده ايد!

    پس وفا بر عهدتان، من ميكنم

    اي وفاداران (عزاداران)كه دلداري دهيد!

    اشكتان سيراب كرده لبْ مرا 

    زخم من، دلدار گشته شبْ ترا

    آمدي خوش زائر من ،هله بك

    زانكه موعد را بدانستي در آ!

    آمدي از سرد  و گرمي، بي خبر!

    هم به أشك زينب و فرق كَبَر

    آن عليْ اكبر ،كه شد پيشانيش

    غرق خون ،باشم كنارت در حَشَر

    يوم محشر در لقاء  آن خدا

    لحظه اي از پيروانم  ني جدا

    خود به حق حيدر و باب الهدي

    دائما هستم چو حامي بر شما

    اي تو آنكه پرچمت در دست،  جان!

    آمدي خوش آمدي جانم امان

    مي بداني رايتت ،چي را به من

    ياد آرد ؟!دست عباس دمان !

    آن كه گفتي :يا اخا ادرك أخاك

    من همانجا خود شدم خود سينه چاك!

    صيحه كردم: بي برادر شد حسين!

    صبر رفته،  بي كمر!انديشناك!

    خود سفارش ميكنم با هم و غم

    حرمت اين رايت و پرچم،علَم

    نيك دار اي زائرا خوش آمدي!

    اي كه در چشم تو باشد أشكِ غم

    من شهيدم حاجتت را عالمم !

    هچ نگو تو زائرا اقضا كنم!

    به گلوي شير خواره ام قسم!

    كل حاجات شما را ميدهم!

    عهد كردم زائرانم! ﻫر زمان

    ميكنم اشفاي درد و مرگتان!

    زان كه كرديد شاد قلب اين شبير

    آن اخ زينب، يل ِ بي برگتان!!

    او  خوشامد گويدتان گوش كن!

    بحث زينب ميكند رو سوش كن!

    مرد غيرتمند ابوالغيره ترا

    بس تحيت ميفرستد نوش كن!

    مي بگويد زينبت در وقت و حال:

    كاش در جنگ بودي و  حاضر، فعال!

    تا كه ما اين گونه غارت ناشديم!

    تازيانه ي خيانت بر جمال !

    باز فرمايد عقيله: اي زوار!

    هين بگرييد گوش داريد اين حوار

    من چه ميگويم؟: هله خوش آمديد

    شير دستان ؛خود ز دستم رفت زار!

    و صلي الله علي محمد و آله 

    مداحان و زوار  عزيز ،اين شاعر كرد را هنگام قرائت در مسير كاروان از دعا محروم نفرمايند چون زبان قال و حال حسين و زينب و عباس عليهم السلام است   و معتقدم در قضاي حوائج اثري عظيم دارد و عربها عربي اش ميخوانند و فارس ها اين فقرات را بخوانند ان شاءالله و براي كردها هم كردي ميسرايم اگر عمري باشد به اميد حل مشكلات قوم و ملت ما و احقاق حقوق همه مسلمانان و دوستداران خانواده ي پيامبر ص از شيعه و سني و ﻫر انسان با شرف و آزاده در  جهان/همه براي امنيت خاورميانه و حرمت عتبات دعا كنيم

    الاحقر دكتر(حاجمحمد)قدمي شاعر كرد اهل سنت غرب كشور

    ١/٨/٩٦

     و اما سابقه ی موضوع را ببینید:::::

    ‍ Yosefi:

    .هیچ می دانستید 

    در مورد مداحی که ملاباسم کربلایی برای زائران اربعین خوانده و بسیار زیاد از سیمای ملی و دیگر رسانه های شیعیان جهان پخش میشود.  ماجرایش  چیست ؟

    آیا

     میدانید که این شعرش را یکی از مراجع بزرگ نجف خواب دیدن که حضرت امام حسین علیه السلام این شعر را

     می خوانند برای زوار  اربعین 😭  ایشون صبح که از خواب برخواستند همه شعر را به یاد داشته اند  و بعدا توسط آقای باسم کربلایی مداحی می شود .ترجمه نوحه را در زیر میخوانید

    تا ان شاء الله زائران در بین راه معنی این نوحه را بدانند:

    👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇

    تِزورونی اَعاهِـدکُم

    به زیارت من می‌آیید، با شما عهد می‌بندم

    تِـعِـرفـونی شَفیـعِلکُم

    می‌دانید که من شفيع شمایم

    أسامیـکُم اَسَـجِّـلْـهِه أسامیکُم

    اسامی‌تان را ثبت می‌کنم

    هَلِه بیکُم یا زِوّاری هَلِه بیکُم

    خوش آمدید ای زائران من خوش آمدید

     وَ حَـگّ چَفِّ الکَفیل و الجود وَ الرّایه

    قسم به دستان ابالفضل و کرامت و پرچم او

    أنا وْ عَبّاسْ وَیّاکُم یَا مَشّایه

    من و عباس با شماییم ای که با پای پیاده به سوی من می‌آیید

    یا مَن بِعْتو النُفوسْ و جِئتـو شَرّایه

    ای که جان‌هایتان را به بهای زیارت من به کف گرفته‌اید

    عَلَیّ واجِبْ اَوافیکُم یَا وَفّـایه

    بر من واجب است تا به شما وفا کنم، ای وفاداران!

    تواسینی شَعائرْکُم

    عزاداری‌هایتان به من دلداری می‌دهد

     تْرَوّینی مَدامِعْـکُم

    و اشک‌هایتان مرا سیراب می‌کند

    اَواسیکُم أنَـا وْ جَرْحـی أواسیکُم

    من و زخم‌هایی که بر تن دارم به شما دلداری می‌دهیم

    هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم

    خوش آمدید ای زائران من، خوش آمدید

    هَلِه یَلْ ما نِسیْتْ و عَلْ وَعِدْ  تِحْـضَـرْ

    خوش آمدید ای که وعده‌تان را فراموش نکرده و بر سر موعد حاضر می‌شوید

    إجِیْـتْ و لا یْـهَـمَّـکْ لا بَرِدْ لا حَرّ

    آمدید در حالی که نه گرما برای‌تان مهم بود و نه سرما

    وَ حَـگ دَمْـعِ العَـقیله و طَبرَه الأکبَر

    قسم به اشک زینب و فرق شکافته اکبر

    اَحَضْـرَکْ و ما أعوفَکْ ساعـه المَحْـشَرْ

    در محشر کنارتان خواهم بود و رهایتان نمی‌کنم

    عَلَی المَـوعِـدْ اَجی یَمکُم و لا اَبْـعَـدْ و اعوفْ عَنْـکُم

    در وقت دیدار پیشتان می‌آیم و دور نمی‌شوم و رهایتان نمی‌سازم

    مُحامیکُم وَ حَگ حِیدَرْ مُحامیکُم

    پشتیبانتان هستم به حقّ حیدر پشتیبانتان هستم

    هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم

    آمدید ای زائرانِ من، خوش آمدید

    یَـا هَـلْـشایِلْ رایه وْ جایْ گاصِدنی

    ای آنکه پرچم به دست قصد دیدار مرا کرده‌اید

    تِـعْـرُف رایَتَـکْ بی مَن تُذَکِّـرْنی؟

    می‌دانی که پرچمت مرا به یاد چه کسی می‌اندازد؟

    بِلـکطَعو چْفوفه وْ صاحْ اِدْرِکْـنی

    به یاد آن دست بریده‌ای که فریاد زد: مرا دریاب

    صِحِتْ وَیلاه یا اخویه وْ ظَهَرْ مِحْنی

    و با شنیدن آن صدا، آشکارا فریاد زدم که بی‌برادر شدم و اندوهم بر من آشکار شد

     کِسَرْ ظَهری سَهَمْ هَجْـرَکْ

    تیر هجرت کمرم را شکست

    نِفَدْ صَبری بَعَدْ عُمـرَکْ

    بعد از شهادتت صبرم به پایان رسید

    اُوَصّیکُمْ عَلَی الرّایِه اُوَصّیکُمْ

    سفارش این پرچم را به شما می‌کنم

    هَـله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم

    خوش آمدید ای زائران من، خوش آمدید

     یَا مَنْ گاصِدْ إلَیَّ و دَمْـعِه تِجْـریـهْ

    ای که با چشمان اشکبار قصد زیارت مرا کرده‌اید

    اَعرُفْ حاجِتَکْ مو داعی تِحْـچیـهِ

    حاجت‌تان را می‌دانم، نیازی به گفتن نیست

    وَ حَـگ نَحـْـرِ الرِّضیع اِلـحاجِه اَگضیهِ

    قسم به گلوی شیرخواره، حاجت‌تان را برآورده می‌کنم

    یَا زائرْ عاهَدِتْ کِلْ عِلّه اَشْـفیهِ

    زائران من، عهده کرده‌ام که هر بیماری را شفا دهم

    اَخو زینب فَرَحْ بیکُمْ

    برادر زینب به خاطرتان شاد شد

    هَله وْ مَرحَبْ یُنادیکُم

    خوش آمدید صدایتان می‌زند

    یُحَیّیـکُم اَبو الغیـره یْحَیّیـکُم

    مرد غیرتمند به شما درود می‌گوید

    هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم

    خوش آمدید ای زائرانِ من، خوش آمدید

    زینبْ  مَنْ تُشاهِدکُم  تِزورونی

    زینب هنگامی که شما را می‌بیند که زیارتم می‌کنید، می‌گوید:

    تُنادیکُم لِوَنْ بِالطَّفّ تحضُرونی!

    کاش در جنگ حاضر می‌شدید

    ما اَمْـشی یِسْره وْ لا یَسلِبونی

    که مرا به اسیری نمی‌بردند و مرا غارت نمی‌کردند

    و لا بسیاطهم غَدَر یْضرِبونی

    با تازیانه‌های خیانت نمی‌زدند

    تُنادینی: أنَا الجیره وْ صَد عَنّی أبو الغیره

    صدایم می‌زند که من در بندم و سرور غیرتمندان از دستم رفت

    اَبَچّیکُم عَلی مْصابه اَبَچّیکُم

    شما را بر این مصیبت می‌گریانم

    هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم

    خوش آمدید ای زائران من،‌خوش آمدید.

    این متن رو برای همه کسانی که میدانید زائر اباعبدالله علیه السلام در اربعین میباشند  بفرستید👇

    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 3 آبان 1396 ساعت: 23:28
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها