شعر فارسي كردي عربي /عرفاني و بررخي دكتر(حاجمحمد)قدمي/كورد/بانه/در وصف حسام الدين و روياي ليل

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

‍ روح من در شور آمد؛آن كجاست؟

بر سرم مامور آمد!؛ آن حسام الدين كجاست؟

كرد بودم؛ شب بخفتم ؛در سحر عارب شده

نيمه شب دستور آمد؛ آن سراج الدين كجاست؟

گيانه كه م مه ردي ،هه لسته! به سيه خه و ،غه فله ت به سه!

جاء ربك و الملك /آمد ؛حسام الدين كجاست؟

نصفه ثلثه و زدها ؛رتل القرآن كاك!

كوردم و لالم ؛نه يامه ت !؛ئه ي حيسام الدين كجاست؟

آمدي جانم به قربان؛آمدن بس نيك بود

من "چرا" آرم؟!؛نه ؛حامد ؛آن سراج دين كجاست؟


روز و شب بر هم بدُخته ؛وصل تو را منتظر

هي كنم "آمد نيامد؟!" ؛آن بهاءالدين كجاست؟

شاه غالب نورياني ؛هم حكيم و هم كريم

وان عليشاهت بيامد؛ شه حسام الدين كجاست؟

پير پيران ؛اي سراجم !نور وجهت آمده

خالدا ،مولاي نآمد ؛كو سراج الدين كجاست؟

ميشود حادث به من خود از زبان صد آثمه

ميببندم؛ هم زبان ،آمد ؛حسام الدين 
كجاست؟!

الاحقر سلطان الفقر/محمدالعلوي ال //دكترحاجمحمدقدمي ٢٣/١٠/٩٦بانه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۶ساعت 16:38  توسط دکترمحمد قدمی  | 
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 10:10
برچسب‌ها :

پر مخاطب ها

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :